از من نهان مکن که دلت نیست بادلمبیهوده آب را به رخ تشنگان مکش #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
در این دیار که نیست کسی را به کس امید ما را ببین امید به امید تو بسته ایم #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


چنان داغم من از گشت زمانه
جهنم زمهریر است از برایم
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
هرکه زد فریاد، گوشِ من ز فرسخها شنید
دیده ام هرگز کسی را بی غم و شادان ندید
گاه می پرسم که شاید من به دنبال غمم
پرشده بازار از کالا. دل من غم خرید
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
شدی داغ و نشستی بر دل من شدی ساقی . میان محفل من بُدی دلبر .ولی جانم ربودی نشد غیر از عم دل حاصل من #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
به دست خویش بشکستم دلم را بسوزاندم به یک دم حاصلم را سزاوار است این احوال و حالم رهاکردم به غفلت قاتلم را #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
یک قطره اشک آمد و بر دیده ام نشست گویا که سیل آمدو پشتم ز غم شکست #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
آسوده باش از من واز دل جدا شدی چون سکّه زمانه ی ما بی بها شدی دارد اسیر صبر و توانی ، خیال کن برجان خسته ام نه دوا، چون بلا شدی #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


دل را به تار موی تو بستن ، خطا بُوَد
چون مرده ای که چشم امیدش دوا بُوَد
دیوانگّی ما به گذشت زمان گذشت
عاقل شدیم و این زعطای خدا بُوَد
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
ظالم سلام بر تو که خوش میکنی جفا با مال مردمان بخوشی میکنی صفا کلی خرافه در ته جیبت نهاده ای صد درد داده ای و عطا کرده ای دوا؟ ما را چو ابلهانبه نظر کرده ای نگاه با نام خود تو تک تک ما را کنی صدا؟ بر
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
سرمایه ایست وهم و خرافات این زمان خوش آنکه بست خودش را بدین متاع اما چه سود؟ آه یتیمان داغدار شاید . شاید به آشیان برسد آه از آن زمان #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


دل دیوانه حال خود نداند
شرر بر خود زند تا میتواند
نگردد نا امید از خود سپاری
نخواهد خویش از غمها رهاند
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی

با آتشی که با خیال تو برپاست
در دلم
هرلحظه بیم رفتن جان
از تنم بُوَد
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
هزار رنگ
هزار رنگ ترا دیده ام به بیداری
ولی....
به خواب همیشه تو مهربان بودی
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی

چه بگویم که غمت با دل بیچاره
چه کرد؟
هرکجا رفت دلم
آمد و آنرا
بشکست
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی

ای گل هوای حال مرا کی تو داشتی؟
در بدترین زمان تو مرا جا گذاشتی
بشکسته ام چو جام تهی زیر پای خلق
با خطِ بد به سینه ی من غم نگاشتی
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
دل رفته
به سینه هست جایش خالی
در شهر ندارد هیچکس احوالی
هرگوشه به ماتمی دلی میسوزد
دلسوخته را کجا بود آمالی؟
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
کردم هوس که راز دلم بر ملا کنم
شاید به این بهانه خودم را رها کنم
اما نشد که بستن لب بود عادتم
پس به بود که درد به هجران دوا کنم
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
بر ما مگیر خرده که بردیــــــده زنگ نیـــــــست بر دیده ات نگر که شرر میزند به جان #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


گفتند از رو تو رَوی
همره صبا؟
گفتم هوای اوست مرا میدهد
به باد
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
میسوزم و به لب بجز از ناله هیچ نیست در شهر ِ سینه ام هم جز تاب و پیچ نیست آزرده ام . خیال رهائی کُشَد مرا کی میرسم به منزل آخر که هیچ نیست #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


هرکس که دید گفت
عاشق و مست و بلا کشیم
بیهوده نیست می شنوی
ما در آتشیم
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
سلام بی جوابت پر ز عشق است چو آئینه نگاهت پر ز عشق است اگر چه حال و روزم را ندانی ولی دانم هوایت ساز عشق است #گیتی رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
به رویم آسمان می بارد امشب گمانم خاطراتت یادم آمد کجا هستی؟ نمیدانم کجائی؟ خبر آوردن باران. یادم آمد #گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
سینه ام گردیده چون دریای خون
میزند بر طبل مرگ دنیای دون
هر خوشی را از گلویم پس گرفت
آرزوها یم شده گلگون زخون
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
سوختم، اما ندانستم غمت
پیش رندان خوار و زارم میکند
حالیا دردیست مانده در دلم
کوه اگر بودم ، غبارم میکند
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی
طعنه میزد گلی به شاخه ی بید
سر چرا می کشی تو بر خورشید
از سر کِبر می کنی تو نگاه
میشوی مست از غرور آنگاه
نیست یاری ترا به بر گیرد
یا که از حال تو خبر گیرد
گرچه عمری دراز بیداری
بر قدت
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی


بر من نگاه کرد و نه انگار دیدمش
گم شد درون خاطره ها
شد خیال من
#گیتی_رسائی
برچسب:
نویسنده: امیر حبیبی